تبلیغات
دلنوشت های یک بی اعصاب - پاییز
 
دلنوشت های یک بی اعصاب
قطار می رود....تو میروی....تمام ایستگاه میرود
 
 
چهارشنبه 31 شهریور 1395 :: نویسنده : امیر حسین زارع
این روز ها 
شهر
لبخند می زند 
و فراموش می کند 
که پاییز فصل دخترانه ایی ست... 
پاییز لبخند می زند و فراموش می کند که
در وسعتی سیاه زنی در او 
خودش را ترک کرد و رفت 
فراموش می کند
شاد ترین رنگ هایش می پوشد...
و
دختری 
تنهایی هایش را 
به تئاتر می بَرَد
و عجیب 
دلتنگی روی صورتش گریه می کند
فکر می کند 
اگر کُمد پدرش خالی از 
رَخت های زنانه نمی شد 
مادرش را هیچ وقت در پاییز گُم نمی کرد...
.
#امیرمحمد_مصطفی_زاده 




نوع مطلب : دلنوشت، 
برچسب ها : دلنوشت، غمگین، متن، شعر، شب، ناراحتی، گریه،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 17 مرداد 1396 08:55 ب.ظ
I visit everyday a few web sites and sites to read content,
however this weblog gives feature based articles.
جمعه 13 مرداد 1396 04:47 ب.ظ
Greate pieces. Keep writing such kind of info on your
site. Im really impressed by it.
Hello there, You have performed an excellent job. I'll certainly digg it and in my
opinion recommend to my friends. I am sure they will be benefited from this web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


نفرین به عشق به عاشقی .نفرین به بخت و سرنوشت . به اون نگاه كه عشقتو . تو سرنوشت من نوشت . نفرین به من نفرین به تو . نفرین به عشق من و تو . به ساده بودن منو . به اون دل سیاه تو..........

مدیر وبلاگ : امیر حسین زارع
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون راجع به عملکرد سایت چیه؟







جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :